خط داستانی
در سال 1940، یک بانوی فرانسوی پس از مرگ دوستپسرش که یک مهندس ساعت بود، خودکشی میکند. روح او آرام نگرفت و به موجودی فراطبیعی تبدیل شد که توسط یک زمانسنج زیبا اما مرگبار حمل میشد و نسلهای متمادی باعث عذاب مبتلایان به افسردگی میگردید. چیتا دختر جوانی است که پس از ترک خانواده توسط مادرش، چاندا، با پدرش زندگی میکند. چیتا هر روز از نامادریاش آزار میبیند و هرچه بیشتر در افسردگی که خانهاش را فراگرفته، غرق میشود. درد او به زودی غیرقابل تحمل میشود و تحت کنترل روح بانوی فرانسوی که صاحب 'ساعت' است، قرار میگیرد.