خط داستانی
این پرتره بیانی گرا نشان میدهد چه چیزی در زیر زندگی روزمره یک کشاورز جوان و دنیس، معتاد آمفتامین، پنهان است. کشاورز به خوکهای خود غذا میدهد و دنیس با پنهان خود را به خوک الرس میدهد. برای جلوگیری از اخراج، او به هر کاری که ممکن است کمک میکند. شبها هر دو وارد تاریکی عجیبی میشوند. یکی با یک سازه کنجکاوانه بازی میکند و دیگری به سایکوزی آیندهنگر میافتد تا روزی تازه طلوع کند.