خط داستانی
سال ها پیش، زمانی که ابهیجیت پسری بود، فهمید که پدرش در روابط خارج از ازدواج درگیر بوده است. او این را برای سال ها پنهان کرد تا اینکه تنش بالا گرفت و پدرش برای Cape Town رفت. زمان می گذرد و ابهیجیت توسط مادرش فرامی خواند. پدرش ویروس ایدز داشت. این بر عهده ابهیجیت بود که نقش بزرگی ایفا کند تا پدرش را در آخرین لحظات زندگی آرام کند، با وجود همه کارهایی که کرده بود.