خط داستانی
این زمستان، پرنس جردن مرد، طوفان لیلیان او را با خود برد. او عشق لیندا بود. او رهبر گروه بود. لیندا به مدرسه شبانهروزی فرستاده شد، دور از پسرها، دور از بچهها. این تابستان، او برمیگردد اما گروه دیگر رهبری ندارد و همه چیز در حال از هم پاشیدن است.