خط داستانی
کلو باه بازیگری جدی است که سال های عمرش را روی صحنه های پاریس گذرانده است نتیجه چیست او به محصولی از زیر نظر بودن و سیاست های ناعادلانه دچار است و در حال فریاد برای یک نقش در نمایش شاخص شکسپیر می جنگد چگونه بقیه درخشش را به دست خواهد آورد؟