خط داستانی
ویل رابینسون پس از پنج سال خدمت در عراق، به خانه بازگشت در حالی که از درون متلاشی شده بود. او در دریایی از افسردگی و خوددرمانی غوطهور شد تا اینکه تصمیم گرفت زمان انجام کاری جدی فرا رسیده است. سه هفته بعد، او در مسیر پیادهروی کِرِست اقیانوس آرام بود. او با ادامه پیادهرویهایش، راه بهبودی را پیمود. نام مسیر او؟ آکونا است، همانطور که در هاکونا ماتاتا - به معنای «بیخیالی» است. «من سعی میکنم در مسیر درباره هیچ چیز نگران نباشم. این کار را در زندگی عادیام میکنم... به نظر میرسد با هر مایلی که پیادهروی میکنم، بخش بیشتری از آکونا را با خود به خانه میبرم.»