خط داستانی
در حال گشت و گذار در شهر با دوچرخه اش انگار در جستجوی راهی برای زندگی اش است راوی نامعلوم به روابط و برخوردهای ناهمگن که روتین هایش را تداوم یا تغییر می دهند فکر می کند ترس هایی که او را در تله انداخته اند و رویاها و желания که او را آزاد می سازند به تدریج رأس تئوری مثلث عاشقانه آشکار می شود که او را به confessing anxieties می کشاند و باورهایش را به پرسش می کشد