خط داستانی
اگر طاعون اسرارآمیز کشور را درنوردیده نبود، دین همچنان با عروسی خود که فردا صبح نامطلوب است، پیش میرود. او با گزینهای روبهرو میشود: لباس پیراهنها و فوارۀ شکلات را که عروس بزززاه دستور داده بود بردارد یا با پنج رفیقش (و یک رقاص) به سوی یک کمپ مخفی نظامی برود تا با سلاحهای شوک عظیم با زامبیها مبارزه کند. با نادیدهگرفتن قانون طلایی زامبال، هر بزنسه با خطرات فراوان مواجه میشود و هر برادر عروس شکار میشود. حقیقت درباره زامبال بالا میگیرد و ناگهان مادر شوهر کمترین مشکل دین است...