خط داستانی
با ناتوانی در استفاده از صدا و ناتوانی در صحبت و تشخیص اندرون و با نارسایی آئورتی خطرناک، دکتر شارادکومار دیکشیت جایگاه زندگی خود را برای انجام جراحیهای رایگان در جلسات طولانی با حضور تا هفتصد کودک که دارای شکاف کام و دیگر ناهنجاریها هستند در هند ترک میکند. گرچه دیکشیت از کمکهای اجتماعی بهرهمند است و در آپارتمان خود در بروکلین زندگی میکند، اما زندگی او در هند به طور گستردهای متفاوت است و او مانند یک خدای زنده مورد احترام قرار میگیرد.