خط داستانی
جان فردی ناقصنما و با ناکامیهای متعدد است و نامزدش از هماکنون فرآیند قالبکردن او به شوهر مدنظر خود را آغاز کرده است. در شب پیش از عروسی، به جان قدرتی داده میشود تا زمان را متوقف کند و این امکان را میدهد تا برخی از تغییرات عمیق و حیاتی در زندگی را آغاز کند؛ تغییراتی که نامزدش با تصدیق نکردنِ او میخواهد در همان شب انجام دهد. اما به محض رهایی از محدودیت زمان و انتظارات دیگران، جان درمییابد که ازدواج سنتی برای او جذابیت کمتری دارد تا کلهها، چاقوهای ورزشی و قتل.