خط داستانی
"هر دو طرف تقریباً در یک زمان هستند. واقعاً همزمان است - عملاً. به جز در پایان که یک ماشین میسوزد و آن ماشین همان است که ما در پیست دیگر دیدهایم، که اکنون یک ویرانه سوخته است که بچهها دور آن میرقصند. همه اینها در داخل و خارج از پنجره من در زمانی که در بالای شهر زندگی میکردم، در حال وقوع بود." (جرج لنداو، نامهای به شلدون رنان، 1967) "دو رویداد تصادفی خیابانی در نیویورک ... در یکی از آنها یک ماشین در حال سوختن بود. آنها در صفحه تقسیم شده نشان داده میشوند، که با مات کردن ایجاد شده است." (اوون لند، مصاحبه شده توسط مارک وببر، 2004)