خط داستانی
روز بیست و چهارم دسامبر بخش اورژانس یک بیمارستان شهرستانی برای یک شب پرحادثه آماده میشود؛ استاد ارشد پروفسور سینگر که همسرش را از دست داده و بیشتر در کار فرو رفته و جراحه هانا کورنلسن که از کار میگوید میتوانید فراموش کند که با شوهرش زندگی جداگانهای داشتهاند. در شب قبل از کریسمس بیمارستان به کُد میکروکوزم بدل میشود که افراد و سرنوشتهای گوناگون به هم میرسند و برای هر کس صبح فردا نوری کاملاً متفاوت خواهد داشت