خط داستانی
ریحکه، هنرمند جوان از وین، تنها اعتماد را دارد یعنی جادوگران شرق باد که با او دربارۀ فرزند آینده اش نجوا میکند. در عین حال، روند یک حادثه تراژیک که مدتها خاموش مانده بود، شروع به آشکار شدن میکند. از درد گذشته ریحکه به جهان شکننده خیال فرار میکند. فیلم سفر ذهنی او را دنبال میکند و جریان بیثبات آگاهی انسان را منعکس میسازد. روایت از چهار لایه زمانی عبور میکند و پیوستگیهای پنهان میان واقعیت، حافظه، خیال و ترس را به تدریج آشکار میکند.