خط داستانی
در شهر ایزو که به خاطر چشمههای آب گرمش معروف است، دن شیچی از شهر کورو مون به همراه همسفرش، یک صنعتگر بامبو با بینیای شبیه به پوزه شیر، برای سفری درمانی راهی میشود. در زمانی که شهر به دلیل انفجار یک انبار باروت در نزدیکی تحت شبکه امنیتی سختی قرار دارد. در هتل تسورویا، دن شیچی و گروهش توسط مقامات مورد تحقیق قرار میگیرند که رفتارشان کمی عجیب به نظر میرسد. آن شب، مردی که شبیه به یک صنعتگر است به قتل میرسد و بقایای باروت در صحنه پیدا میشود که دن شیچی را به این فکر میاندازد که چیزی در حال وقوع است.