خط داستانی
سال ۱۹۹۷. ایوان جوان مکانیک خودرو در روستای فقیر eastern مجارستان زندگی می کند؛ او از خواهر ذهناً ناتوانش آزاستان مراقبت می کند و برای درآمد بیشتر oil را از اوکراین قاچاق می کند. برخورد خواهر و برادر با رویداد تراژیک تجاوز استز را بهم می زند؛ بررسی پلیس آغاز می شود و در این فاصله ایوان با دختری جوان به نام ایلوش که تازه از مدرسه فارغ شده رابطه ای آغاز می کند.