خط داستانی
رولف یک نیمه فلج است که روزهای خود را بر روی کاناپه در اتاق خاک گرفته اش می گذراند در تلویزیون متوجه همه گیری کشنده ای در جهان می شود در حالی که جهان دور و بر او فرو می ریزد او این را از طریق صفحه نمایشش با لذت می بیند هنگامی که پرستارش به دیدنش نمی آید بقایش به هیچ وجه مطمئن نیست