رینیه
Rienie
رینیه با کارن و ریان از زندگی لذت می برد و از عشقی که به او نشان می دهند رشد می کند. اما گاه بالشت نمناک گواهی است بر اینکه او پیت را در خاطر دارد. پیـت به یک مرکز توانبخشی مراجعه می کند. او عادتش را کنار می گذارد و به کارن می گوید که دخترش را با قیمت بنفروخته شدنش بازخرید می کند. کارن قبول نمی کند. هرچند که عمدی نیست، رفتار رینیه بر افراد اطراف تأثیر می گذارد.