هندایا
Handaya
سوپوآ پسر جوانی است که از سِنا که مسئول نگهداری هندایا اسب است ناراضی است. به عنوان تلافی، سوپوآ و باندش او را گروگان میگیرند و برادرش چوتته را میربایند. سِنا در یک مسابقه اسب به پیروزی میرسد، با وجود موانع فراوان.