خط داستانی
بیست ساله ابلیا دانشجویی است و آینده ای شاعنا در زمینهٔ محیط زیست دارد. روزی متوی، رئیس شرکت ساختمانی برای گفتن طرح توسعه در سایت یک جنگل قدیمی به دانشگاه او میآید. ابلیا به راحتی طرح او را زیر سوال میبرد. متوی از خودباوری او شگفتزده شده و از روشهای معمول خود برای تاثیرگذاری استفاده میکند — او صرفاً میخواهد او را «خرید» کند. اما ابلیا به اسپانسر نیاز ندارد. سپس متوی که با ایمان به شخصیت او شگفت زده شده، شرطی میگذارد: هفت روز رمانتیک بر اساس قوانین او. اگر پس از آن دختر تصمیم به ترک بگیرد، او از ساخت آسمانخراش در جنگل امتناع میکند. او با اینکه تصور میکرده است مانند قهرمان فیلم زن زیبا است، اما متوی اصلاً آن شخصی که او تصور میکرد نیست.