خط داستانی
دورترین نقطه بیابان ایران. 'حبیب الله قلامی'، یک کشاورز فقیر و پیر، پسر جوانش را در یک تصادف رانندگی از دست میدهد. حبیب پس از مرگ پسرش تصمیم بزرگی میگیرد. او تمام داراییاش را برای ساخت یک ایستگاه کمکهای پزشکی در جاده صرف میکند و آن را به هلال احمر هدیه میدهد. از این پس هیچکس در تصادف رانندگی نمیمیرد.