خط داستانی
مشاور مشاوره دبیرستان به نام جف و دوست همکار و بدون رابطهٔ رمانتیک اما با دوستی صمیمی به نام آن، مسئولیتپذیر، با نیت خوب و مهربان هستند… و بیعلاقگی. آنها با ناامیدی تماشا میکنند که همسالانشان عشق و همدمی پیدا میکنند در حالی که آنها در زمینهٔ رمانتیک ناکام میمانند و این ناکامی با فاجعهٔ غرورآمیز ادامه مییابد. وقتی به نقطهٔ انفجار تنهایی میرسند، توافق میکنند تا شخصیتهای قدیمی و معمولی خود را کنار بگذارند و به جای آنها جایگزینهای پراعتمادبهنفس و ناشناخته را بپذیرند. آنها وداع میگویند با باشگاه کتاب مردانۀ عجیب جف و تلاشهای بیثمر آن برای جلب چشم همسایهٔ جذاب جف، مکس، و سلامی به شبهای پرآشوش تابستانی پر از نوشیدنی، رقص و رابطهٔ جنسی. بهطور طبیعی، همه چیز آنطور که برنامهریزی شده نیست.