در حاشیه محاصره شده
سان باید بفهمد چه کسی به بهترین دوستش امبر سوءاستفاده میکند وقتی یک شب با بینی شکسته در درب منزلش ظاهر میشود. گمان اولش به گرینف، نامزد امبر، است که پیش از این در اتاقک بوکس او را مزاحم شده بود. قبل از این که سان با او درگیر شود، مربیاش رید که پدر امبر هم هست مداخله میکند و گرینف را ترک میگذارد. سان امبر را به خانه میبرد و وقتی سان میخواهد برود گرینف دوباره نزدیک خانه میشود. امبر بیرون با او دیدار میکند و سعی میکند او را برود، اما رید بیرون میآید و دوباره میخواهد او را برود. رید امبر را به داخل میبرد و قبل از این که سان بتواند برود او فریاد میشنود و به بررسی میپردازد. وارد خانه میشود و میبیند رید به امبر ضربه میزند و او مداخله میکند. رید و سان با هم درگیر میشوند و رید تقریباً او را بیهوش میکند، اما سان پیروز میشود و او را به زمین میاندازد. امبر به سان کمک میکند تا برخیزد و به بیمارستان میبرند.