خط داستانی
شب عید نو، سارق کمبیدیده ای به نام میشا به منزل در مرکز مسکو نفوذ میکند که پیرمردی تنها در آن زندگی میکند. میشا امید دارد وضعیت مالی نامطلوب خود را بهبود بخشد و خانوادهاش را به خانه برگرداند. اما در خانه بزرگ پیرمرد، چیزی باارزش پیدا نمیکند جز اسباببازیهای امانات در زیرزمین. خود پیرمرد به او میگوید که او همان بابا نوئل واقعی است.