خط داستانی
سه زن نقاب دار نازی به لیزا در ایستگاه قطار حمله میکنند و صحنه را ترک میگذارند، تصادف جدی به جا میگذارد. لیزا در همان بیمارستان با ونسا، تنها بازمانده سانحه، روبهرو میشود. لیزا میخواهد حقیقت حمله را پیدا کند اما تعصبات عمیق و ساختارهای نژادی—هم در میان نیروهای پلیس و هم در خانوادههای زنان جوان—واقعیت لیزا را به چالش میکشانند و ارزشهای اجتماعی را زیر سوال میبرند. ونسا با احساس گناه دست و پنجه نرم میکند و راهی برای روبهرو شدن با لیزا پیدا میکند. اما لیزا از قبل نقشهای برای خود دارد…