خط داستانی
آنا کانالس یک زن جوان مسیحی است که چند ماهی است در کافه رفیوجیو، یک سازمان غیردولتی مسیحی که به پناهندگان در برلین کمک میکند، کار میکند. در آنجا او با بیبی، یک زن جوان ایرانی که در کافه کار میکند و به زودی قرار است از کشور دیپورت شود، آشنا میشود. در یک مهمانی تولد، این دو برای اولین بار با هم صحبت میکنند و آنا متوجه جذابیتی متقابل نسبت به بیبی میشود. او نمیتواند با احساساتش روبرو شود و در عین حال نگران وضعیت بیبی است، بنابراین تصمیم میگیرد به او کمک کند حتی اگر این به معنای صادق بودن با خود و خدا باشد.