خط داستانی
شخص حاضر در عکس مادربزرگم است. او فوت کرد... پس از ظاهر کردن این حلقه فیلم، متوجه شدم این تنها پرتره موجود است. تصویر مادربزرگم در این عکس تار شده. هنوز هم دلیل اینکه آن زمان چه حسی داشتم را نمیدانم. فاصله من و مادربزرگم همیشه اینقدر دور، و در عین حال نزدیک بوده است. نزدیکترین لحظه، زمانی است که نگاههایمان در دوربین به هم میرسد.