خط داستانی
چه چیز لازم است تا قبول کنید مادری بیش از حد محافظه کار درست می گوید؟ آنبِل، جوان و آزاداندیش در سان فرانسیسکو با این حقیقت ناگوار مواجه می شود وقتی مادرش، جون، به طور غیرمنتظره از شهر کوچک میانه غربی اش ملاقات می کند. وقتی همسایه سالخورده آنبِل می میرد، جون اصرار دارد که قتل است. آنبِل نظریه را به عنوان هیستریه همیشگی جون درباره زندگی در شهر بزرگ کنار می گذارد تا اینکه خود او با جسدی دیگر مواجه می شود که پیش از ناپدید شدن آن را می بیند. بدون شواهد برای پلیس، آنبِل در یک بررسی کمدی با جون به عنوان تنها همدلش پیش می رود و قاتلی که ممکن است به کاوشگری آماتورش پی ببرد.