خط داستانی
در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴، بنجامین شاینبرگ جوان اولین روز خود را به عنوان پزشک مقیم در بیمارستان کلینیکها در بوئنوس آیرس آغاز میکند، در حالی که بمبی در AMIA منفجر میشود و ۸۵ نفر جان خود را از دست میدهند. شاینبرگ تحت تأثیر وضعیت قرار میگیرد که فراتر از سطح حرفهای اوست و تصمیم میگیرد به اسرائیل برود. در آنجا، با کمک روبن، دوست قدیمی پدربزرگش، او به نوعی در زمان سفر میکند و وارد تاریخ باستانی اسرائیل میشود و خود را در شخصیت باستانی یعقوب میبیند. اما چه ارتباطی بین این دو شخصیت وجود دارد؟