خط داستانی
عکاس پل سندرز به زیبایی، به ویژه زنان زیبا، علاقهمند است. اما در کوری روحانیاش، فقط آفرینش را تحسین میکند و نه آفریننده را. وقتی پل در یک حادثه غیرمنتظره به طور فیزیکی نابینا میشود، مجبور میشود دوباره به معنای واقعی زیبایی و منبع آن فکر کند. با کمک ابیگیل، یک الکلی بهبودیافته و خوانندهای که در شرایط سختی به سر میبرد، پل معنای عشق و قدرت انجیل برای تغییر زندگی مردم را درک میکند. اگرچه او دیگر نمیتواند ببیند، اما برای اولین بار در زندگیاش، چشمانش باز میشود. فیلمی درباره ایمان و بخشش، "چشمهایم را باز کن" ثابت میکند که حتی سختترین قلبها نیز میتوانند تغییر کنند و زندگیهای شکسته میتوانند بهبود یابند اگر فقط آمادهی ایمان باشیم.