خط داستانی
پدر که از منبع رود میکونگ گریخته است به دختر کوچک خود می سراید یانگچن که در هند زندگی می کند با خواهرش دیدار می کند که برای مراسم مادرشان از فرانسه بازگشته است و زخم هایی که نمی توانستند با والدینشان درمیان بگذارند را فاش می سازد پس از دیدار کوتاه با دوست قدیمی اش جگ دل که از آمریکا آمده است نقاش تانگکا سونام ناگهان احساس می کند زندگی ساده اش زیاد خسته کننده است و تِنزین که در ویسکانسین زندگی می کند به دارهمساله می رسد و جنازه پدرش را حمل می کند