خط داستانی
اوت 1991 فیلمساز جاسیـتو مولینا معروف به پائول ناچی دچار حمله قلبی می شود. در حالی که او را به اتاق عمل می برند خاطراتش مانند فیلمی از ذهنش عبور می کند. زمان های خوب و بد به ذهن می آیند و فیلمی که علاقه مندی ها و بریده های دوران کودکی اش را نشان می دهد، نمادی آشکار از نویسندگی اوست. در عین حال، مانند رویایی، کودکی در جنگل دنبال می شود.