خط داستانی
داستان فیلم کوتاه حول ایوان است که سال ها در رابطه سمی با شریکش ایزاک بوده است. شبی ناگفته شدن به درگیری مرگبار، ایوان تصمیم می گیرد خانه را ترک کند و شبانه با تمام دارایی هایش فرار کند تا جایی برای خواب پیدا کند. او ترجیح می دهد در خوابگاهی که با غریبه ها هم اتاق می شود پناه نگیرد و به خانه ای از ایزاک باز می گردد اما هیچ کس در را باز نمی کند. بی پروا، تصمیم می گیرد به مهمانی با دوست قدیمی اش اریک برود، یادگاری ناقص از گذشته اش. همراه با گیوس که دوستانه ازدواج باز خود را آرام می سازد... در تنها شب، سایه خرچنگش دوباره به ایوان باز می گردد تا به او یادآوری کند که چه حسی داشت پرواز کنند.