خط داستانی
آلبرتو و کلارا به یک استراحتگاه سواپری میروند تا ازدواجشان را احیا کنند. در آنجا، آنها با جولیا، زنی جذاب آشنا میشوند که احساساتی نسبت به کلارا پیدا میکند. وضعیت زمانی غیرمنتظره میشود که کلارا به آلبرتو اعتراف میکند که به جولیا احساساتی دارد و تجربیات دوجنسگرایانهای در گذشته داشته است. با اینکه آلبرتو آسیبدیده است، اما هنوز عاشق کلارا است و مصمم است او را بازپس بگیرد، با کمک دوست جدیدش، جی، بارمن استراحتگاه.