خط داستانی
باران سیاه و زخمهای سفید، عصرگاهی واقعیت را به تصویر میکشد با قاب پایدار از چشمانداز شهری همچون گاتهام، لوکاس مارک از ما میخواهد میان بقایای معماری آیندهنگر و ساختمانهای واحد نابسته حرکت کنیم در حالی که همزمان در جستوجوی نقطه ارتباطی ما با آن، زمزمهٔ بیشمار انسان، ماشین و تردد قایق موقعیت ما را به حاشیه میبرد ما قسمتی از صحنه هستیم هرچند از آن جدا و کنارگاهیم