خط داستانی
روبرتو مونیز با لقب محمود الجزایری، جنگنده ای انقلابی بود که در سال 1959 به ارتش آزادیبخش ملی پیوست تا از قضیه الجزایر در جنگ استقلال علیه فرانسه حمایت کند. او به گروهی پنهان پیوست که سلاح و مهمات را برای ارسال به الجزایر ساخت تا به انقلابی که از سال 1954 آغاز شده بود کمک کند. پس از جنگ، دولت الجزایر از او دعوت کرد تا بماند و او این دعوت را پذیرفت تا زندگی تازه ای را به عنوان کارمند Sonnelgaz و عضو اتحادیه کارگران الجزایر (UGTA) آغاز کند، همراه با همسرش الفونزا، فعال اتحادیه نساجی که از آرژانتین آمده بود تا به این ماجرا در شمال آفریقا بپیوندد.