خط داستانی
الیس در حال تغییر است. چیزی در زیر پوستش در حال حرکت، درد و رشد است. او نمیتواند آن را توضیح دهد. هیچکس نمیتواند. به جز، شاید، ویکتور، غریبهای که از سایهها نظارهگر است و راهنمایی بدون پاسخ ارائه میدهد. در حالی که بدن و ذهنش در حال فروپاشی است، الیس مجبور میشود انتخاب کند: با این تغییر مبارزه کند یا به آن تسلیم شود.