خط داستانی
بوریس ایزوتوف معلم ساده ادبیات است که به همسرش و دختر کوچکشان عشق میورزد. هر سال آنها تعطیلات خانوادگی در کافهای میگذرانند. اما او برای آخرین جشن کمی دیر کرده بود و در مدرسه ماند. به طور ناگهانی و به طور تراژیک در این کافه روی میدهد تقابل میان گروههای جرمی که باعث میشود همسر و دختر بوریس به دلیل انفجار جان بدهند.