سفر احساسی
Сентиментальное путешествие
دختربچهٔ نوهٔ بازنشسته سعی میکند او را باز کند و او را تشویق میکند تا کمد قدیمی اش را مرتب کند. در حین مرتب کردن لباسها، مادربزرگ ناگهان داستانهایی را که با آنها پیوند دارد به ذهن میآورد و نوه به طور غیرمنتظرهای کشف میکند که لباسها، کتها و روسریها بیش از آرشیو عکس خانوادگی معنای دیگری دارند. با پوشیدن گذشته، مادربزرگ به آرامی در چشمهای نوه تغییر میکند و به تدریج به نوجوانی خود بازمیگردد.