خط داستانی
سه داستان در طول یک روز در قاهره اتفاق میافتد. لیلا، یک بازیگر بازنشسته، به دنبال سامه، آخرین همبازیاش میگردد. سلمی، با وائل در حال دوستی است و در آپارتمان دوست وائل است، پس از اینکه ازدواجشان به هم میخورد. حازم، یک فروشنده جوان مواد مخدر است که از اسکندریه به قاهره فرار میکند و یک پیرمرد مبتلا به بیماری آلزایمر را سوار میکند. این شش شخصیت در نقاط سرنوشتساز زندگی خود قرار دارند که هرچند متفاوت هستند، اما به وسیله سرنوشت به هم متصل میشوند و از طریق اجراهای بینقص اسطورههای سینمای مصر به تصویر کشیده میشوند.