خط داستانی
مگنو، تنها پسر یک ناظر، به ترزا، دختر رئیس پدرش، دون مارکوس، بسیار علاقهمند است. اما دون مارکوس میخواهد دخترش با برنابه، یک قمارباز ثروتمند و ظاهراً نجیبزاده، ازدواج کند. شهر نمیداند که او "خفاش" است، شخصیتی مرموز که به مردم شهر حمله میکند. ترزا با برنابه مخالفت میکند و به تلافی، برنابه مگنو را ربوده و او را به عنوان خفاش معرفی میکند.