سنّی و مردی که شلوار نداشت
Cinderella and the Man Who Had No Trousers
داستان ماجراهای ماتا و نیکولاس است که چگونه با هم دوست می شوند وقتی او به طور منظم به دیدن او می رود. این موضوع باعث نگرانی برگور پسر نیکولاس می شود، به ویژه پس از فهمیدن این که پدرش وارثی به آن دختر میدهد، یک گلدان چینی. برگور اقدام می کند و ماجراجویی کوتاه اما غالباً به روایتی تراژیک تر از رویاهای پریانی ختم می شود.