شلخروت در تایلند
Schwarzbrot in Thailand
اوتمار کارش را در کارگاه نانوايی هامبورگ به دخترش یانینا می سپارد و پس از چهل سال همراه همسرش به اقامتگاه بازنشستگی برای سالمندان در پاتایا می رود که خدمات پرستاری خصوصی هم ارائه می دهد. او دهه ها صبر کرده تا زمان آزاد را تجربه کند و به فرهنگ دیگری بیندیشد؛ اما او فقط به دنبال آرامش است و از کار باز می ماند، در حالی که قاضی بازنشسته دیوانه لوبینگر ترسناک است. گروه های پکیج گردشگری مکس را قانع می کنند تا Ottmar را پشت سر همسرش برای تامین مالی یک «نانوايی آلمانی واقعی» راهنمایی کند، اما پس از امضای قرارداد کلاهبردار با تمام پس اندازهای Ottmar ناپدید می شود. با نزدیک شدن به فروپاشی ازدواجشان، Ottmar و Tanja باید کمک بگیرند و سازگاری پیدا کنند.