بهشت! بهشت!
Paradise! Paradise!
کردوین ایوب صمیمیت سفری را که با پدرش انجام داده است، به تصویر میکشد. بازدیدهای خانوادگی با تورهای املاک برای جستجوی یک آپارتمان ایدهآل جایگزین میشود: وصیت پدرش، زیرا او در حال برنامهریزی برای بازنشستگی است، این است که مکانی پیدا کند تا بالاخره به آن سرزمین بدون دولت که با افتخار "وطن" مینامد، بازگردد.