خط داستانی
وی-چان یکی از آخرین صیادان باقیمانده در اوشیمادو، دهکده ای کوچک در خلیج داخلی سِتو است. در صد و شش سالگی هنوز به تنهایی با قایق کوچکش ماهی میگیرد و به بازنشستگی فکر میکند. کومی-سان زن میانسالی است که هر روز کنار ساحل پرسه میزند. او معتقد است که یک مرکز رفاه جان فرزند معلولش را دزدیده تا از دولت یارانه بگیرد. کوسو-سان سالخورده ای کهن سال، فروشگاهی کوچک برای ماهی دارد که به همسر مرحومش تعلق داشته است. او به ساکنان محله ماهی میفروشد و با باقیماندهها به گربههای ولگرد میدهد. با فروکش کردن مدرنیزاسیون پس از جنگ جهانی دوم، فرهنگ غنی و جامعه نزدیک اوشیمادو در آستانه از دست رفتن است.