خط داستانی
چشمی پلک میزند در برابر لنز دوربین. سپس تصویری از یک گوش دیده میشود. کسی طعمی را میچشد، دیگری از بینیاش استفاده میکند و به دنبال بویی خاص میگردد. زوجی با هفتدستان ماساژ گرم پوست را لمس میکنند. فیلم دنبال افراد با استفاده از حسهایشان است تا ایده یا حس بدست آورند. آهنگساز با استفاده از شنیدههایش از صداهای روزمره الهام میگیرد. آشپز پرشور طعمهای بشقابهایش را میچشد تا از رضایتش مطمئن شود. یک «بوکش» از حس بویایی تیز خود برای یافتن قربانیان گمشده جرمها استفاده میکند. اخترشناس از لنزهای قوی برای جستوجوی عناصر جدید در سامانه ستارهای بهره میبرد، در حالی که مردی نابینا از میان ترافیک راه خود را میگذراند. نویزهای چالشی شهر همراه با تصویری از آن چه او به سختی میبیند. حس لامسهاش به طرز شگفتآوری قوی است. صدای پشت صحنه گهگاه این کاوش نابهنگام دربارهٔ ادراکهای حسی را تکمیل میکند.