خط داستانی
سان صاحب مغازه ساعت و کلاک که به اعتقاد کهنه پیر شده است هرگز مغازه اش را ترک نمی کند تا اینکه دوستی قدیمی اش می میرد. سان در نهایت تصمیم می گیرد به کوه نوردی برود اما با پای شکسته باقی می ماند. میمون های کوه به او می خندند
تیویتو
سان صاحب مغازه ساعت و کلاک که به اعتقاد کهنه پیر شده است هرگز مغازه اش را ترک نمی کند تا اینکه دوستی قدیمی اش می میرد. سان در نهایت تصمیم می گیرد به کوه نوردی برود اما با پای شکسته باقی می ماند. میمون های کوه به او می خندند