خط داستانی
تابستان سال هزار و شصد و شش. کلودومیر جوان مسئول نگهبانی از رودخانهای است که در آن زنان جوانی فریبنده برای صدف گرفتن ماهی میگیرند. آنها به دنبال مرواریدهایی هستند تا لباس ماری دو مدیسی را مزین کنند. کلودومیر شیفته یکی از آنها به نام موئتله میشود.