خط داستانی
پیْدلاس توسط دسته ای از کرمهای ماداگاهدور از هم جدا می شود. همچنین کارگران در تپهٔ مورچه نقشهٔ اعتصاب می کشند تا مناصب وزیران قدیمی خود را پس بگیرند. فانی کیتا هنوز کار نمی کند و به اتهامات فکر نمی کند. او فقط میخواهد بیرون برود و بازی کند. تالش هم با دغدغه ای دیگر زندگی می کند: احساس می کند در فعالیت هایش تندتر است و گمان می کند تولرو که همیشه در او گیر کرده است، مقصر بزرگ است زیرا خیلی کند است. اسمیلینگیدو پرشورتر است، اما با برخی دوستان درگیر در موقعیت های مختلف حواسش پرت می شود و در نهایت فورفو را که در درد است فراموش می کند.