خط داستانی
کوشچیِ بیمرگ کِشچِی با کیسهای از کِشیدنیها به دنبال عذاب دادن بود. در برابر کمک برای رهایی، او قول میدهد که گربه را رها کند. گربه برای این کمک، به کوشچی پیشنهاد ازدواج میدهد، اما برای فراری دادن عروسها، به وی توصیه میکند تا به عنوان مردی خوب به نظر برسد. با وجود این حقه حیلهآمیز، کوشچی بارها ناموفق میشود.