خط داستانی
عثمان که آرزوی کارگزار روزنامه محلی شدن را در سر دارد، وقتی که ابن عمویش فیکو و دوستش دورسون بدون خبر میآیند، وارد ماجراهای گوناگونی میشود. فیلم با شعار «عشق حد و مرز ندارد» به روایت زندگی عثمان میپردازد که لکنت دارد و گاهی غمگین و گاهی خندهدار است. تمرکز فیلم بر عثمان است که زندگیاش را صرف کار در روزنامه برای تبدیل شدن به columnist کرده و چگونه با ترک خانه برای کار در روزنامه همراه با فیکو و دورسون تغییر میکند.